به نام خداوند بخشنده مهربان               بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ ‏                In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful.                Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.                Im Namen des barmherzigen und gnädigen Gottes.                In nome di Allah , il Compassionevole, il Misericordioso.                Dengan nama Allah, Yang Maha Pemurah, lagi Maha Mengasihani.                ¡En el nombre de Alá, el Compasivo, el Misericordioso!              

 
   Home Page | صفحه اول   Rss Link | فید خبرخوان   Contact Us | تماس با ما     امروز
کلیک کن
 

انسان و قرآن / آیات قرآن به روایت تصویر » پشم رنگين
ارسال : 11/05/1392, 20:22 | 0 نظر | 311 بازديد نسخه مخصوص چاپ
 

 آیات قرآن به روایت تصویر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ  * سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْکافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ  صَبْراً جَمِيلاً * إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً *  وَ نَراهُ قَرِيباً * يَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ  *  وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ * « سورةُ المعارج  آیات 1 تا 9  »

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر * تقاضاکننده‏اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد. *  اين عذاب مخصوص کافران است، و هيچ کس نمي‏تواند آن را دفع کند، * از سوي خداوند ذي المعارج ( خداوندي که فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مي‏کنند).* فرشتگان و روح (فرشته ي مقرب خداوند) بسوي او عروج مي‏کنند در آن روزي  که مقدارش پنجاه هزار سال است. * پس صبر جميل پيشه کن، * زيرا آنها آن روز را دور مي‏بينند، * و ما آن را نزديک مي‏بينيم. * همان روز که آسمان همچون فلز گداخته مي‏شود،  * و کوه‏ها مانند پشم رنگين متلاشي خواهد بود، *

تفسیر نمونه :

تقاضاکننده‏اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد!

شأن نزول:

بسياري از مفسران و ارباب حديث شأن نزولي براي اين آيات نقل کرده‏اند که حاصل آن چنين است:

«هنگامي که رسول خدا صلي الله عليه و آله علي عليه‏السلام را در روز «غدير خم» به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلي مولاه «هر کس من مولي و ولي او هستم علي مولي و ولي او است» چيزي نگذشت که اين مسأله در بلاد و شهرها منتشر شد «نعمان بن حارث فهري» خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادي شهادت به يگانگي خدا و اينکه تو فرستاده او هستي دهيم ما هم شهادت داديم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادي ما همه اينها را نيز پذيرفتيم، اما با اينها راضي نشدي تا اينکه اين جوان (اشاره به علي عليه‏السلام است) را به جانشيني خود منصوب کردي، و گفتي: من کنت مولاه فعلي مولاه، آيا اين سخني است که از ناحيه خودت يا از سوي خدا؟!

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «قسم به خدائي که معبودي جز او نيست اين از ناحيه خدا است».

«نعمان» روي برگرداند در حالي که مي‏گفت اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علينا حجارة من السماء: «خداوندا! اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو، سنگي از آسمان بر ما بباران»!

اينجا بود که سنگي از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همينجا آيه سأل سائل بعذاب واقع للکافرين ليس له دافع نازل گشت».

آنچه را در بالا گفتيم مضمون عبارتي است که در «مجمع البيان» از «ابوالقاسم حسکاني» با سلسله سندش از «امام صادق عليه‏السلام» نقل شده است.

همين مضمون را بسياري از مفسران اهل سنت، و روات حديث با مختصري تفاوت نقل کرده‏اند.

مرحوم «علامه اميني» در «الغدير» آن را از سي نفر از علماي معروف  اهل سنت نقل مي‏کند (با ذکر مدرک و نقل عين عبارت) از جمله:

تفسير غريب القرآن «حافظ ابوعبيد هروي».  

تفسير شفاء الصدور «ابوبکر نقاش موصلي».

تفسير الکشف و البيان «ابواسحاق ثعالبي».

تفسير ابوبکر يحيي «القرطبي».

تذکره ابواسحاق «ثعلبي».

کتاب فرائد السمطين «حمويني».

کتاب «درر السمطين» «شيخ محمد زرندي».

تفسير سراج المنير «شمس‏الدين شافعي».

کتاب «سيره‏ي حلبي».

کتاب «نور الابصار» «سيد مؤمن شبلنجي».

و کتاب شرح جامع الصغير سيوطي از «شمس‏الدين الشافعي».

و غير اينها.

در بسياري از اين کتب تصريح شده که آيات فوق در همين رابطه نازل شده است، البته درباره‏ي اينکه اين شخص «حارث بن نعمان» بوده يا «جابر بن نذر» يا «نعمان بن حارث فهري» اختلاف است، و مي‏دانيم اين امر تأثيري در اصل مطلب ندارد.

البته بعضي از مفسران يا محدثاني که فضائل علي عليه‏السلام را با ناخشنودي مي‏پذيرند ايرادهاي مختلفي بر اين شأن نزول گرفته‏اند که در پايان بحث تفسيري به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

تفسير:

عذاب فوري

سوره معارج از اينجا آغاز مي‏شود که مي‏فرمايد: تقاضا کننده‏اي تقاضاي عذابي کرد که واقع شد» (سأل سائل بعذاب واقع).

اين تقاضاکننده همانگونه که در شأن نزول گفتيم «نعمان بن حارث» يا «نضر بن حارث» بود که به هنگام منصوب شدن علي عليه‏السلام به مقام خلافت و ولايت در غدير خم و پخش شدن اين خبر در شهرها بسيار خشمگين گشت، و خدمت رسول خدا آمد و گفت: آيا اين از ناحيه تو است، يا از ناحيه خداوند؟ پيامبر صلي الله عليه و آله صريحا فرمود: از ناحيه خدا است، او بيشتر ناراحت شد، و گفت خداوندا! اگر اين حق است و از ناحيه تو است سنگي از آسمان بر ما فرود آور، و در اين هنگام سنگي فرود آمد و بر سر او خورد و او را کشت.

در برابر اين تفسير تفسير ديگري است که از اين کلي‏تر است مطابق اين تفسير منظور اين است که کسي از پيامبر صلي الله عليه و آله سؤال کرد که اين عذابي که تو مي‏گوئي بر چه کسي واقع مي‏شود؟ و آيه بعد جواب مي‏دهد: براي کافرين خواهد بود.

و مطابق تفسير سومي اين سؤال‏کننده پيامبر صلي الله عليه و آله است که تقاضاي عذاب براي کفار کرد و نازل شد.

ولي تفسير اول علاوه بر اينکه با خود آيه سازگارتر است، دقيقا منطبق بر روايات متعددي است که در شأن نزول وارد شده.

اين عذاب مخصوص کافران است، و هيچکس نمي‏تواند آن را دفع کند.

 

سپس مي‏افزايد: «اين عذاب مخصوص کافران است و هيچکس نمي‏تواند از آن جلوگيري کند» (للکافرين ليس له دافع)

از سوي خداوند ذي‏المعارج است (خداوندي که فرشتگانش بر آسمانها صعود مي‏کند).

و در آيه بعد به کسي که اين عذاب از ناحيه او است اشاره کرده، مي‏گويد: اين عذاب از سوي خداوندي است که صاحب آسمانهائي است که فرشتگان بر آن صعود مي‏کنند «(من الله ذي‏المعارج).

«معارج» جمع «معرج» به معني پله يا جائي است که از آنجا صعود مي‏کنند و از آنجا که خداوند مقامات مختلفي براي فرشتگان قرار داده که با سلسله مراتب به سوي قرب خدا پيش مي‏روند، خداوند به «ذي‏المعارج» توصيف شده است.

آري اين فرشتگانند که مأموريت عذاب کافران و مجرمان دارند، و همانها بودند که بر ابراهيم خليل عليه‏السلام نازل شدند، و به او خبر دادند که ما مأمور نابودي قوم لوط هستيم، و صبحگاهان شهرهاي آن قوم آلوده و ننگين را زيرو رو کردند همانها مأموريت عذاب را درباره مجرمان ديگر نيز انجام مي‏دهند.

بعضي از مفسران «معارج» را به معني «فضائل و مواهب الهي و بعضي به معني»  «فرشتگان» تفسير کرده‏اند، ولي معني اول مناسبتر، و با مفهوم لغوي کلمه سازگارتر است.

نکته

اشکالات واهي بهانه‏ جويان!

معمولا در مواردي که آيات قرآن يا روايات اشاره به فضائل خاصي درباره امير مؤمنان علي عليه‏السلام مي‏کند بعضي اصرار دارند تا آنجا که مي‏توانند مطلب را ناديده گرفته، يا توجيه انحرافي کنند، و با دقت و وسوسه خاصي مسأله‏ي را تعقيب نمايند، در حالي که اگر اين فضائل براي ديگران باشد با سماحت و سهولت و آساني از آن مي‏گذرند!

نمونه زنده اين کلام اشکالات هفتگانه‏اي است که «ابن‏تيميه» در کتاب «منهاج السنة» در مورد احاديثي که در شأن نزول آيات فوق آمده است بيان کرده که ما به طور فشرده به بيان آن مي‏پردازيم.

- داستان غدير بعد از بازگشت پيامبر صلي الله عليه و آله از حجة الوداع يعني در سال دهم هجرت واقع شد در حالي که سوره معارج از سوره‏هاي مکي است که قبل از هجرت نازل شده است.

پاسخ: همانگونه که قبلا نيز اشاره کرديم بسياري از سوره ‏ها است به نام مکي ناميده مي‏شود در حالي که بعضي از آيات نخستين آن طبق تصريح مفسران در مدينه نازل شده، و به عکس سوره‏هائي است که رسما مدني ناميده مي‏شود ولي بعضي از آيات آن در مکه نازل گشته است.

- در اين حديث آمده است که «حارث بن نعمان» خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله  در «ابطح» رسيد، و مي‏دانيم «ابطح» دره‏اي است در «مکه» و اين با نزول آيه بعد از داستان غدير مناسب نيست.

پاسخ «اولا» تعبير به «ابطح» فقط در بعضي از روايات است، نه در همه روايات، و «ثانيا» «ابطح و بطحاء» به معني هر زمين شنزاري است که سيل از آن جاري مي‏شود، و اتفاقا در سرزمين مدينه نيز مناطقي وجود دارد، که آن را «ابطح» يا «بطحاء» مي‏نامند، و در اشعار عرب و روايات بسيار به آن اشاره شده است.

- آيه‏ي و اذ قالوا اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علينا حجارة من السماء (انفال- 32) مسلما بعد از جنگ بدر نازل شده، و سالها قبل از داستان غدير است.

جواب کسي نگفته است که شأن نزول آن آيه، داستان غدير است بلکه سخن در آيه ‏ي سأل سائل بعذاب واقع مي‏باشد.

و اما آيه‏ ي 32 سوره‏ ي انفال چيزي است که «حارث بن نعمان» از آن در کلام خود استفاده کرد و اين ربطي به شأن نزول ندارد، ولي تعصبهاي افراطي سبب مي‏شود که انسان از چنين مطلب روشن غافل گردد.

- قرآن مجيد مي‏گويد: و ما کان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون: «خداوند آنها را عذاب نمي‏کند در حالي که تو در ميان آنها هستي، و خداوند آنها را عذاب نمي‏کند در حالي که استغفار مي‏کنند» (انفال- 33) اين آيه مي‏گويد: با وجود پيامبر صلي الله عليه و آله هرگز عذابي نازل نخواهد شد.

پاسخ: آنچه قابل قبول است اينکه عذاب عمومي و دستجمعي به خاطر پيامبر صلي الله عليه و آله وجود نداشت، ولي عذابهاي خصوصي و شخصي کرارا بر افراد نازل  شد، چنانکه تاريخ اسلام گواه است که افراد متعددي مانند «ابوزمعه» و «مالک بن طلاله» و «حکم بن ابي‏العاص» و غير آنها به خاطر نفرين پيامبر صلي الله عليه و آله يا بدون آن گرفتار عذاب شدند.

علاوه بر اين آيه فوق تفسيرهاي ديگري نيز دارد که طبق آن استدلال به آن در اينجا ممکن نيست (به تفسير نمونه جلد 7 صفحه 154 ذيل همان آيه 33 انفال مراجعه شود).

- اگر چنين شأن نزولي صحيح بود بايد مانند داستان «اصحاب الفيل» معروف شود.

پاسخ: اين شأن نزول به قدر کافي مشهور و معروف است و در بالا اشاره کرديم که حداقل در سي کتاب از کتب تفسير و حديث آمده وآنگهي عجيب است که انتظار داشته باشيم يک حادثه شخصي همانند يک حادثه عمومي مثل داستان اصحاب الفيل انعکاس يابد، چرا که آن داستان جنبه همگاني داشت، سرتاسر مکه را گرفته بود و يک لشکر بزرگ طي آن نابود گشت، ولي داستان «حارث بن نعمان» تنها مربوط به يک نفر است!

- از اين حديث استفاده مي‏شود که «حارث بن نعمان» مباني اسلام را قبول داشت چگونه ممکن است يک مسلمان در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله به چنين عذابي گرفتار شود؟

پاسخ: اين ايراد نيز ناشي از تعصب شديد است، زيرا احاديث فوق به خوبي نشان مي‏دهد که او نه تنها گفته پيامبر صلي الله عليه و آله را قبول نداشت بلکه به خداوند نيز معترض بود که چرا چنين دستوري را درباره علي عليه‏السلام به پيامبرش داده است؟! و اين شديدترين مرتبه کفر و ارتداد محسوب مي‏شود.

- در کتابهاي معروفي مانند «استيعاب» که نام «صحابه» آمده است اسمي از «حارث بن نعمان» نمي‏بينيم.

پاسخ: آنچه در اين کتاب و مانند آن از نامهاي صحابه آمده تنها مربوط به قسمتي از صحابه است، مثلا در کتاب «اسد الغابة» که از مهمترين کتبي است که اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله را برمي‏شمرد تنها هفت هزار و پانصد و پنجاه و چهار نفر را برشمرده، در حالي که مي‏دانيم تنها در حجةالوداع صدهزار نفر يا بيشتر در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله بودند، بنابراين شکي نيست که بسياري از صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله نامشان در اين کتب نيامده است.

4- فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوي او عروج مي‏کنند در آن روزي که مقدارش پنجاه هزار سال است.

تفسير:

روزي به اندازه پنجاه هزار سال!

بعد از ذکر داستان عذاب دنيوي کسي که تقاضاي عذاب الهي کرده بود وارد بحثهاي معاد و عذابهاي اخروي مجرمان در آن روز مي‏شود، نخست مي‏فرمايد: «فرشتگان و روح به سوي او (خداوند) عروج مي‏کنند در روزي که مقدارش پنجاه هزار سال است» (تعرج الملائکة و الروح اليه في يوم کان مقداره خمسين الف سنة).

مسلما منظور از «عروج فرشتگان» عروج جسماني نيست، بلکه عروج روحاني است، يعني آنها به مقام قرب خدا مي‏شتابند، و در آن روز که روز قيامت است آماده گرفتن فرمان، و اجراي آن مي‏باشند، همانگونه که در تفسير آيه 17 سوره «حاقه» گفتيم که منظور از جمله «و الملک علي ارجائها» فرشتگان در اطراف آسمان قرار مي‏گيرند «اينست که در آن روز آنها گرداگرد آسمانها ايستاده و آماده انجام هر گونه فرمانند.

منظور از «روح» همان «روح الامين» بزرگ فرشتگان است که در سوره «قدر» نيز به او اشاره شده است، آنجا که مي‏گويد: تنزل الملائکة و الروح فيها باذن ربهم من کل امر: «در شب قدر فرشتگان روح به فرمان پروردگارشان براي تقدير امور نازل مي‏شوند» (قدر- 4).

البته «روح» معاني مختلفي دارد که در هر مورد به تناسب قرائن موجود ممکن است مفهوم خاصي ببخشد: روح انسان، روح به معني قرآن، و روح به معني روح‏القدس و به معني فرشته وحي همه از معاني روح است که در آيات ديگر قرآن به آنها اشاره شده.

و اما تعبير به «پنجاه هزار سال» از اين نظر است که آن روز بر حسب سالهاي دنيا تا اين حد ادامه پيدا مي‏کند، و با آنچه در آيه‏ ي 5 سوره سجده آمده است که مقدار آن را يکهزار سال تعيين مي‏نمايد منافاتي ندارد، زيرا همانگونه که در روايات وارد شده است در قيامت پنجاه موقف است، و هر موقف به اندازه يکهزار سال طول مي‏کشد.

بعضي نيز احتمال داده‏اند عدد «پنجاه هزار سال» براي «تکثير» باشد نه تعداد يعني آن روز بسيار طولاني است.

و به هر حال اين درباره مجرمان و ظالمان و کافران است، لذا در حديثي از «ابوسعيد خدري» آمده است که بعد از نزول اين آيه کسي عرض کرد اي رسول خدا! چقدر آن روز طولاني است؟ فرمود: و الذي نفس محمد بيده انه ليخف علي المؤمن حتي يکون أخف عليه من صلاة مکتوبة يصليها في الدنيا: «قسم به کسي که جان محمد به دست او است آن روز براي مؤمن سبک و آسان مي‏شود آسانتر از يک نماز واجب که در دنيا مي‏خواند»

بنابراين صبر جميل پيشه کن.

در آيه بعد پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله را مخاطب ساخته، مي‏فرمايد: «صبر جميل پيشه کن، و در برابر استهزاء و تکذيب و آزار آنها شکيبا باش» (فاصبر صبرا جميلا).

«صبر جميل» به معني «شکيبائي زيبا و قابل توجه» است، و آن صبر و استقامتي است که تداوم داشته باشد، يأس و نوميدي به آن راه نيابد، و توأم با بيتابي و جزع و شکوه و آه و ناله نگردد، و در غير اين صورت جميل نيست.

زيرا آنها آن روز را دور مي‏بينند. و ما آن را نزديک مي‏بينيم!

سپس مي‏افزايد «زيرا آنها چنان روزي را بعيد و دور مي‏بينند» (انهم يرونه بعيدا). «و ما آنرا قريب و نزديک مي‏بينيم»  (و نراه قريبا).

آنها اصلا باور نمي‏کنند چنان روزي در کار باشد که حساب همه خلايق را برسند و کوچکترين گفتار و کردار آنها محاسبه شود، آن هم در روزي که پنجاه هزار سال به طول مي‏انجامد، ولي آنها در حقيقت خدا را نشناخته‏اند و در قدرت او شک و ترديد دارند.

آنها مي‏گويند: مگر ممکن است استخوانهاي پوسيده، و خاکهائي که هر ذره‏اي از آن در گوشه‏اي پراکنده گشته است بار ديگر جمع شود. و لباس حيات در تن بپوشد؟ (همانگونه که قرآن در ساير آياتش اين تعبيرات را از آنها نقل کرده است)وانگهي مگر روز پنجاه هزار سال امکان‏پذير است؟!.

جالب اينکه علم امروز مي‏گويد مقدار روز در هر کره‏اي از کرات آسماني با ديگر کرات متفاوت است، زيرا تابع مقدار زماني است که آن کره يکبار به دور محور خود مي‏چرخد، و لذا روز در کره ماه به اندازه دو هفته در کره زمين است، حتي مي‏گويند ممکن است با گذشت زمان کره زمين از سرعت حرکت وضعي خود بکاهد و مقدار يکروز معادل يک ماه يا يکسال يا صدها سال شود.

نمي‏گوئيم روز قيامت چنين است بلکه مي‏گوئيم روز معادل پنجاه هزار سال، حتي با مقياسهاي عالم دنيا چيز عجيبي نيست.

همان روز که آسمان همچون فلز گداخته مي‏شود. و کوهها مانند پشم رنگين متلاشي خواهد بود.

تفسير:

آن روز که هيچ دوست صميمي سراغ دوستش را نمي‏گيرد  . در اين آيات، بحثهاي گذشته درباره قيامت با شرح و توضيح بيشتري ادامه مي‏يابد، مي‏فرمايد:

«همان روزي که آسمان همچون فلز گداخته مي‏شود»  (يوم تکون السماء کالمهل). «و کوهها مانند پشم رنگين زده شده خواهد بود»  (و تکون الجبال  کالعهن).

«مهل» (بر وزن قفل) به معني فلز گداخته است، و گاه به معني درد خاصي است که در روغن زيتون ته‏نشين مي‏شود، و در اينجا مناسب همان معني اول است، هر چند در مقام تشبيه تفاوت چنداني با هم ندارند.

«عهن» به معني پشم زده شده‏اي است که رنگين باشد.  آري در آن روز آسمانها از هم متلاشي و ذوب مي‏شود، و کوهها در هم کوبيده و خرد و سپس با تندبادي در فضا پراکنده مي‏گردد، همچون پشمي که تندباد آن را با خود ببرد و چون کوهها رنگهاي مختلفي دارند تشبيه به پشمهاي رنگين شده‏اند،و بعد از اين ويراني، جهاني نوين ايجاد مي‏گردد، و انسان ها حيات نوين خود را از سر مي‏گيرند.

 

منبع : تفسير نمونه ، اثر مرجع عالیقدر اسلام آیت الله مكارم شیرازى








 
 
n s u n
« انسان »
 
c a t e g o r y
« موضوعات »
بیش از 100 موضوع با محوریت انسان
 
r e g i s t e r a t i o n
« عضویت و اشتراک »
با لینک ثابت RSS سایت مطالب را در سایت و یا نرم افزار خود منتشر و شماهده کنید
به زودی

به مناسبت آغاز سال 1391 و شروع چهارمین سال فعالیت سایت سامانه عضویت پیامکی "انسان" افتتاح شد.
جهت دریافت رایگان پیام های کوتاه با موضوع انسان یک پیامک با متن انسان به شماره
3000258800 ارسال نموده و منتظر تائید عضویت خود در سامانه شوید.
شما نیز می توانید نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را به شماره مذکور پیامک کنید.

 
l a s t  p o s t
« آخرین مطالب »
 
v o t e
« نظرسنجی »

نظر شما در مورد محتوی سایت انسان چیست؟


 
c a n o n i c a l   t i m e
« اوقات شرعی »
 
c h a r i t y
« كمك هاي انسان دوستانه »»





برنامه جهانی مبارزه با گرسنگی

کمک به ایتام
 
 
t r a n s l a t e
« ترجمه »

 
c a l e n d a r
« تقویم شمسی »
<    «  آذر 1397  »    >
شیدسچپج
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
 
 
l i n k  b o x
« پیوند به بیرون »

براي تبادل لينك با ما آدرس سايت را با نام "انسان" در وبسايت يا وبلاگ خود اضافه كرده و سپس از قسمت تماس با ما لينك خود را ارسال نمائيد
آدرس های ورودی به سایت:
www.Nsun.us
www.N-Sun.ir
www.Nsun.tk
nsun.ely.ir

 
 

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو بیاره Copyright © 2009-2010 By www.nSun.us , All rights reserved -  Hosted & Design By Hami Web Network
Powered By DataLifeEngine - SMS Box= 3000258800  -   SMS Plugin Service By www.SmsWay.ir